Logo
کلک آزادگان صنعت نشر آفرینندگان خبرنامه خدمات فروشگاه
جستجو
پیوستن
. . . . .
خانه . کلک آزادگان . آثار چاپ‌شده . روان‌شناسی و خودشناسی
چرخ زندگی
تازه‌ها . پر بازدید
واپسین دگرگونی: چهارشنبه، 07 تير‏، 1396
چرخ زندگی
250000 ریال
خرید
افزودن به فهرست دلخواه
The Wheel of Life
The Wheel of Life .
 عنوان به زبان انگلیسی
9789647974011
9789647974011 .
 شابک
نرم
نرم .
 نوع جلد
۳۶۰ صحفه
۳۶۰ صحفه .
 تعداد صفحات
سوم
سوم .
 نوبت چاپ
۱۱۰۰ نسخه
۱۱۰۰ نسخه .
 شمارگان
رقعی (۱۴.۵×۲۱)
رقعی (۱۴.۵×۲۱) .
 قطع
فارسی
فارسی .
 زبان
شرح و توضیحات

ساختار کتاب: کتاب «چرخ زندگی» با عنوان اصلی”The Wheel of Life“ و عنوان فرعی «یادداشتی در بارۀ زندگی و مرگ»”A Memoir of Living and Dying“ قسمت‌های یادداشتی از ناشر با نام «... که در بارۀ زندگی» و دیباچه‌ای از نویسنده با نام «تصادفی در کار نیست»، چهار بخش و سی و نه عنوان فرعی را در بر می‌گیرد.

شیوۀ نگارش کتاب: الیزابت کوبلر راس این کتاب را در قالب زندگی‌نامه‌ای خودنوشت به رشتۀ تحریر درآورده است. او شرح حال خود را هم در جایگاه یک روان‌پزشک نامی و هم زنی که همسر و مادر دو فرزند بوده است، به شیوه‌ای روان و صمیمی برای خواننده تعریف می‌کند. نگارنده بی‌پرده و روراست از مشکلاتِ طی مدارج علمی، در کنار مسایل زندگی مشترک و پرورش فرزندان می‌گوید. الیزابت با صداقتی قلبی طرد شدن خود از سوی همکاران، دوستان و حتی شریک زندگی‌اش را با خواننده در میان می‌گذارد. او دردمندانه، اما بدون تأسف ابراز می‌کند که هر گونه نوآوری در پهنۀ زندگی ممکن است تاوان سنگینی داشته باشد و موانع گوناگونی را سر راه ما قرار دهد تا از این طریق، میزان ایمان و پایداری‌مان محک زده شود و وجودمان در کورۀ این آزمون‌های دشوار گداخته و آبدیده گردد. نویسنده به گرمی نشان می‌دهد که چنان اشتیاقی در زمینۀ پژوهش، وجودش را می‌افروخت که حتی برچسب‌هایی ناخوشایند مانند «بانوی مرگ و محتضر» را از سوی نزدیکان و همگان تاب می‌آورد تا پیام‌آور زندگی باشد و راهی برای زیستن با برترین توانایی‌های انسانی را آشکار کند. کوبلر راس، پیرانه‌سر و در تنهایی خود، این کتاب را قلم می‌زند؛ در حالی که از امکانات شایستۀ یک پزشک برجسته و نوگرایی خستگی‌ناپذیر برخوردار نیست و از این بی‌توجهی‌ها شکوه دارد، اما سرفرازی و بالیدن او به زندگی‌ای که پشت سر گذاشته‌ است، کاملاً از واژه‌هایش می‌تراود و مشتاقان را به تکاپو و خلاقیت وامی‌دارد. الیزابت کوبلر راس در سالمندی نگاهی به پشت سر می‌افکند و سنت‌شکنی‌ها و پرداختن به موضوعات ممنوعه را که بسیار انجام داده است، در وجود خود می‌ستاید. او با سربلندی شرح می‌دهد چگونه به اتاق‌هایی دربسته سرک کشیده تا همدم کسانی باشد که واپسین اوقات حیات را می‌گذراندند، آخرین سخنان آن‌ها را بشنود، به حسرت‌ها و آرزوهای برآورده‌نشدۀ این بیماران گوش جان بسپارد، ببیند به کدام جنبه‌های زندگیِ پشت سر گذاشتۀ خود می‌بالند، می‌خواهند چه نام و یادی از آن‌ها باقی بماند و... از میان همین همدلی‌ها و همنشینی‌های او با بیمارانی که از سوی پزشکان و مراکز درمانی در کنجی به حال خود رها شده‌اند، اندیشه‌ای نو و ناب در جان الیزابت جلوه می‌کند که تا آن زمان ناشناخته بود و جایی در پزشکی نداشت. این روان‌پزشک نواندیش در کتاب حاضر، فرایند همنشینی‌ها، معاشرت‌ها و دوره‌هایی را که با بیماران مبتلا به امراض مرگبار و آدم‌های در حال احتضار داشته است، گام به گام توضیح می‌دهد تا آنجا که به شناختی ژرف می‌رسد. الیزابت درمی‌یابد که این آدم‌ها به رغم تفاوت نوع بیماری و شخصیت یا پیشینه‌ای که دارند، همگی در رویارویی با بیماری درمان‌ناپذیر خود مراحل همسانی را می‌گذارنند. او با شفافیت نشان می‌دهد که چگونه به کشف و شناخت این مراحل رویارویی با مرگ زودرس در بیماران در آستانۀ مردن می‌رسد و چگونه موفق می‌شود تا موشکافانه این فرایند رایج را طبقه‌بندی و مشخص کند. این اکتشاف کوبلر راس گرچه با مقاومت شدید اطرافیان، به ویژه همکاران روان‌پزشک و روان‌کاو او رو به رو می‌شود، اما این امکان را در اختیار بیماران در حال مرگ قرار می‌دهد که ناگزیر از پیمودن چنین مراحل دشوار و جانکاهی نباشند و به صورت آگاهانه به مرحلۀ پذیرش و آسودگی خیز بردارند. نویسنده مطرح می‌کند حتی او با اکتشاف خود به یاری کودکانی آمد که در آستانۀ مرگ قرار داشتند و در حالی که هنوز چیزی از زندگی نمی‌دانستند، لازم بود تا برای ترک این جهان آمادگی پیدا کنند. الیزابت مو به مو وصف می‌کند که کار با این کودکان چه قدر رنج‌آور و از سوی دیگر، چه قدر دلپذیر بوده است. برای آمادگی این بچه‌های خردسال، پزشک مهربان به فکر برقراری ارتباط با مادر و پدران آن‌ها می‌افتد؛ چنان چه تجربیات تازه او را به این نتیجه می‌رساند که برای آسانی راهی که بزرگسالانِ دچار بیماری‌های بی‌درمان طی می‌کنند نیز لازم است خانواده‌ها و وابستگان آن‌ها آموزش‌هایی ببینند و با فرایند آسوده به خط پایان رسیدن، آشنا شوند. این گونه است که دیگر نیروی یک زن پیشرو و قهرمان برای انجام همۀ این کارها کافی نیست و لزوم آموزش و پروراندن دستیارانی پرشور و تازه‌نفس در فکر او جرقه می‌زند تا سنگ بنای نخست بنیاد فراگیر برای پشتیبانی از این بیماران شود. الیزابت کوبلر راس در این نگاشته چرخۀ زندگی خود را به «سال‌های آغازین»، «آغاز میانسالی»، «اواخر میانسالی» و «سال‌های پایانی» تقسیم کرده است. او در این سطور به زیبایی ترسیم می‌کند که چگونه در جوانی مانند موش از ناخنک زدن به هر چه لذت برده و با جنب و جوش بسیار و بازیگوشی، پیوسته پیشگام بوده است. سپس در میانسالی، مانند خرس با آسودگی به بازبینی جوانی خود پرداخته و در دل به جست و خیزهای موش خنده زده است. آنگاه در اواخر میانسالی، مانند گاومیش به پرسه‌زنی در دشت و صحرا عشق ورزیده و در کمال آرامش، زندگی خود را مرور کرده است. در سال‌های واپیسن نیز مانند عقاب، شیفتۀ اوج‌گیری‌ بوده؛ نه به این دلیل که مردم را فروبنگرد، بلکه نمادی برای تشویق آن‌ها باشد تا به فراز بنگرند. الیزابت کوبلر راس چنین زیست؛ کامل، سرشار و نمادی زیبا برای یک زندگی پربار و بدون حسرت!

شمایی از کتاب: این نوشته به زلالی آشکار می‌کند که چرخۀ زندگی، بدون نقطۀ نهایی آن، یعنی مرگ، کامل نمی‌شود و ناتمام می‌ماند. آنچه اهمیت دارد، چگونگی زیستن ما و چگونگی رو به رو شدن با مرگ است. آنگاه که لحظات زیستن را کامل مطالبه نمی‌کنیم، هنگام فرارسیدن مرگ - به هر بهانه‌ای که باشد - نیرومندترین احساسی که تجربه خواهیم کرد، احساس تأسف و پشیمانی خواهد بود. الیزابت کوبلر راس در این کتاب از وضعیت دشوار آدم‌هایی می‌گوید که ناگزیر و به دلیل بیماری در چند‌قدمی مرگ قرار دارند و از دانش پزشکی امروز کاری برای آن‌ها برنمی‌آید. الیزابت در کششی درونی در محیط بیمارستان‌ها به سوی این بیماران کشیده می‌شود و نوعی همدلی و درک آگاهانه او را به کند و کاو بیش‌تر برای دریافت وضعیت و احساس این آدم‌ها وامی‌دارد. در این مسیر است که مورد تمسخر قرار می‌گیرد، پیام‌آور مرگ خوانده می‌شود و حتی اختلافاتی میان او و همسرش به وجود می‌آید که به جدایی آن‌ها می‌انجامد. خود نویسنده در بارۀ ثمرۀ کاوش‌ها و تحقیقاتش چنین می‌گوید: « تنها حقیقت مسلم و بی چون و چرای حاصل از کار من اهمیت زندگی‌ست. همیشه گفته‌ام مرگ می‌تواند یکی از والاترین تجربه‌ها باشد. اگر هر روز را واقعاً زندگی کنید، از هیچ چیز هراس نخواهید داشت.» الیزابت آموخته است که در زندگی، قدرت اختیار خود را به خوبی به کار گیرد و همواره خودش انتخاب کند. او در سرآغاز جوانی با ایستادگی در برابر تصمیم تحکم‌آمیز پدر که می‌خواست دختر باهوشش منشی دفتر او باشد، پایداری و گزینش را تجربه می‌کند. الیزابت به آرزوی همیشگی خود که پزشک شدن است، تحقق می‌بخشد. همین ویژگی‌ست که بعدها در برابر همۀ مخالف‌خوانی‌ها و ناکامی‌ها او را یاری می‌دهد و پیشگام در مسیری می‌سازد که موهبتی ارزنده برای جهان در پی دارد. کوبلر راس موفق می‌شود مراحل رویارویی آدم‌ها را با وضعیت‌های دشوار و تغییر‌نیافتنی، شناسایی، نام‌گذاری و طبقه‌بندی کند. البته الیزابت این مراحل را در بارۀ بیماران در آستانۀ مرگ شرح می‌دهد، اما بعدها دانش روان‌شناسی نوین به ارزش کار او بیش‌تر پی می‌برند و درمی‌یابند مراحل توصیفی راس در هر شرایط گریزناپذیری که برای انسان‌ها پیش می‌آید، قابل تشخیص است و صدق می‌کند. کوبلر راس شرح می‌دهد بیمارانی که در پی امراض بی‌درمان، ناگزیر از رویارویی با مرگ در آینده‌ای نزدیک هستند، از الگوی رفتاری همانندی پیروی می‌کنند و واکنش‌هایی مشابه در برابر این موقعیت تغییرناپذیر نشان می‌دهند. در پژوهش‌های کوبلر راس، این بیماران ابتدا در حالت انکار فرومی‌روند و از رو به رو شدن با مشکلی که پیش آمده است، می‌گریزند. سپس مرحلۀ بعدی با فوران خشم پدیدار می‌شود که بیمار از آفریدگار، پزشک، سرنوشت و حتی نزدیکان خود خشمگین است که چرا گذاشته‌اند این بلا بر سر او بیاید. در مرحلۀ سوم، بیمار دچار اندوه شدید می‌شود و جملۀ معروف «چرا من؟!» را فریاد می‌کند. در این حالت، ممکن است فرد مبتلا چنان چه به درستی هدایت نشود، به مراحل عمیق افسردگی برسد. در مرحلۀ بعدی، بیمار به معامله با خدا و هستی دل خوش می‌کند. برای نمونه، ممکن است دعا و درخواست کند که اگر فرصت دوباره‌ای به او داده شود، به طریقی درست‌تر زندگی خواهد کرد یا کار خیرخواهانۀ بزرگی را انجام خواهد داد. این مرحله را می‌توان به نوعی «چانه‌زنی» با هستی تعبیر کرد. چنان چه بیمار از مراحل نام‌برده عبور کند، وارد مرحلۀ تسلیم می‌شود. در این گام، او به مسیر پذیرش راه می‌یابد. راس و صاحب‌نظران پس از او دریافته‌اند که عبور منظم از این مراحل چهارگانه برای رسیدن به آسودگی حاصل از پذیرش، الزامی و جبری نیست، بلکه انسان با آگاهی و به صورت هدایت‌شده توانمند می‌شود تا بدون پیمودن پیچاپیچ ناهموار رنج و عذاب از همان آغاز، راهیِ مسیر پذیرش شود و با آرامش و وقار برخاسته از پذیرا بودن، با بیماری، مرگ یا هر دشواری دیگری رو به رو گردد. الیزابت در بارۀ کودکان مبتلا به بیماری‌های بدون درمان، نگرش خاص خود را ارائه می‌دهد: « بعضی گل‌ها فقط چند روز شکوفا هستند. همه آن‌ها را می‌ستایند و به عنوان مظهر بهار و امید دوست دارند، اما سپس می‌میرند؛ در حالی که آنچه را باید، به انجام رسانده‌اند... .» او حقیقتی لطیف را در بارۀ کودکان اعلام می‌کند: «پذیرش این واقعیت که کودکان می‌میرند، به هیچ رو ساده نیست، اما من آموختم کودکان در حال مرگ بسیار صریح‌تر از بزرگسالان می‌گویند برای آسایش خود به چه نیاز دارند. دشوارترین کار، شنیدن آن‌هاست.» الیزابت کوبلر راس در زندگی‌نامۀ پرافتخار خود به ما می‌آموزد که باید تا هنگام مرگ، زندگی کنیم، هیچ کس تنها نمی‌میرد، همه بیش از حد تصور در معرض عشق هستند و همه مورد لصف و رحمت قرار دارند و راهنمایی می‌شوند.

کاربرد کتاب: خواندن این کتاب برای همۀ کسانی که دچار بیماری‌های درمان‌ناپذیر هستند و از سوی دیگر، برای وابستگان و نزدیکان این بیماران مفید خواهد بود. همچنین آدم‌هایی که در شرایطی نامطلوب و غیر قابل تغییر به سر می‌برند یا با مشکلاتی بزرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، می‌توانند به خوبی از این مطالب بهره‌مند شوند. از سوی دیگر، پزشکان، روان‌درمانگران، پرستاران، توان‌یاران و همۀ متخصصانی که به دلیل حرفۀ خود با بیماران درمان‌نشدنی سرو کار دارند، با خواندن این نوشته می‌توانند آن بیماران را به شیوه‌ای مناسب راهنمایی کنند و نگذارند تا در ورطۀ مراحل آزارندۀ پیش از تسلیم و پذیرش گرفتار بمانند و رنج بیش‌تری ببرند. این نگاشته برای گروهی که صرفاً به خواندن رمان و داستان علاقه دارند نیز گیرا و کارا خواهد بود.

روش مطالعه: این کتاب را می‌توان به شکل یک رمان به صورت پیوسته خواند یا با خواندن گسستۀ هر بخش، روی مطالب بیش‌تر متمرکز شد و تعمق کرد. مراحل پنجگانۀ رویارویی با شرایط گریز‌ناپذیر را که توسط نویسنده طرح و طبقه‌بندی شده است، می‌شود به شکل تمرین با موضوعات واقعی زندگی سنجید و این تمرینات را در جمع کتاب‌خوانی در قالب آموزه‌ای کارآمد درآورد و در زندگی روزانه به کار بست.

آرا کاربران: 3.13
بازدید: 11702
رای: 560
آرا صاحب‌نظران: 0
بازدید: 4
رای: 0
نشانی: تهران - خیابان انقلاب اسلامی، خیابان فخر رازی، پلاک ۲۴
تلفن: ۶۶۹۵۲۰۲۱ - ۶۶۹۵۲۰۲۰
شبکه‌های اجتماعی

17597214
Culture
ایران
پروانۀ بهره‌برداری ویژۀ کلک آزادگان است. برخاسته از ( وی‌آی‌تی هیدروژن ۰.۹.۵ )
پارسی